بازگشت به صفحه کامل

چرا حضرت عباس (ع) باب‌الحوائج است؛ چهارم شعبان سالروز میلاد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)

چرا حضرت عباس (ع) باب‌الحوائج است؛ چهارم شعبان سالروز میلاد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید: "رحم اللّه عمنا العباس" رحمت خدا بر عموی بزرگوارمان عباس بن علی ( علیه السلام ). یکی از ویژگی‌هایی که در این روایت آمده، بصیرت «حضرت عباس» است آن حضرت می‌فرماید: « نافذ البصیرة، صلب الإیمان جاهد مع أبی عبد اللّه علیه السلام و أبلی بلاء حسنا و مضی شهیدا » امام دست روی خصلت بصیرت عباس ( علیه السلام ) می‌گذارد که او اهل بصیرت بود، یک انسان مسلمان باید دارای بصیرت باشد و در برابر دشمنان هوشیار باشد، حضرت قمر بنی‌هاشم «نافذ البصیرة» بود یعنی عمیق‌ترین بصیرت و بینش‌ها را داشته است؛ دشمن شناس بود و موضع مردانه‌ای مقابل بنی امیه و دشمنان خاندان اهل بیت‌(ع) گرفته بود،

چرا حضرت عباس (ع) باب‌الحوائج است؛ چهارم شعبان سالروز میلاد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)

* عاشورا یک مکتب است

حادثه کربلا مخصوص یک زمان و جغرافیای خاص نیست، بلکه عاشورا یک مکتب و نمایشگاهی است که همه معارف ناب اسلام به نمایش گذاشته است، یعنی عاشورا عرصه ظهور همه فضائل انسانی و الهی است، اعم از حق محوری و عدالت طلبی، انسانیت و برادری در حادثه عاشورا به نمایش گذاشته شده است، حتی مسائلی مانند حقوق برادری و فرزند و پسری؛ برادر و خواهری و….اگر انسان بخواهد این واقعیت‌ها را در حد اعلای آن مشاهده کند می‌تواند در حادثه کربلا این حقایق را بیابد، امیر المومنین در نهج البلاغه نسبت به خویشان می‌فرماید:
« وَ أَکْرِمْ عَشِیرَتَکَ فَإِنَّهُمْ جَنَاحُکَ الَّذِی بِهِ تَطِیرُ وَ أَصْلُکَ الَّذِی إِلَیْهِ تَصِیرُ وَ یَدُکَ الَّتِی بِهَا تَصُولُ » [۲] امام علی (علیه السلام ) به فرزند دلبندش امام حسن مجتبی(علیه السلام)می‌فرماید: خانواده و فامیل خود را تکریم کن و بزرگ شمار که ایشان بال پرواز تو هستند و عشیره باعث عزت هر انسان مسلمانی است، مخصوصا نسبت به برادر.

حق برادری در احادیث و مجامع روایی سفارشات فراوانی شده در میان این همه فامیل و بستگان دست روی کلمه برادر گذاشته است؛ پس معلوم می‌شود، شدت علاقه‌ای بین برادر با برادر است، در تاریخ نقل شده لقمان در سفر بود و خبر دادند خواهر تو از دنیا رفت، گفت: عورت من مستور شده است؛ گفتند: پدر تو از دنیا رفت گفت: مالک نفس خود شدم؛ اما وقتی گفتند برادر تو از دنیا رفت با تاثر گفت: پشتم شکست.[۳]
معلوم می‌شود برادر پشتوانه انسان برای رسیدن به رشد و تکامل و بالندگی است و حادثه عاشورا یک مکتب جامع الاطراف و دربردارنده همه معارف ناب اسلام است، حتی مسائلی چون روابط و حقوق برادر با برادر؛ خواهر و برادر و فرزند و پدر در درجه اعلای آن قابل مشاهد است و درس‌ها و پیام‌های با ارزشی دارد.

*عباس دومین شخصیت کربلا

بعد از ابا عبد الله الحسین (علیه السلام )، قمر بنی‌هاشم (علیه السلام ) دومین شخصیت بزرگ و تاثیر گذار در حادثه کربلاییان است، آشناترین نام بعد از حسین نام عباس است، بسیاری از مورخین و علما قائل اند که در حادثه عاشورا بعد از حضرت سید الشهدا مقامی بالاتر از مقام قمر بی‌هاشم نداریم، قمر بنی‌هاشم وارث فضائل و مناقب پدر بزرگوارش علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است و پرورش یافته مکتب وحی می‌باشد و شاگرد ممتاز خاندان عصمت و طهارت است، لذا هیچ گوینده و نویسنده متفکری نمی‌تواند ابعاد شخصیتی این سردار رشید کربلا را از نظر جانبازی و فدارکاری تفسیر کند، لذا در بین همه ایثار گران راه توحید، قمر بنی‌هاشم دارای فضائل ممتازی است که زبان و بیان از شمارش آن ناتوان است، مقام رفیعی دارد که همه شهیدان و ایثارگران بر آن مقام غبطه می‌خورند.

عباس آنکه ذاتش مستبعد از رذائل
در مردی و مروت معروف در شمائل

چون بود نزد اقران ممتاز در شمائل
زینگونه شد ملقب به ماه آل‌هاشم

جد پیامبر عبد المناف را قمر العرب می‌گفتند؛ یعنی ماه تمام عرب؛ عبد الله پدر پیامبر را قمر البطحاء می‌گفتند: یعنی ماه سرزمین مکه؛ با اینکه علی اکبر (علیه السلام )
آقا زاده ابا عبد الله (علیه السلام ) شبیه‌ترین افراد به رسول الله بود [۴]
و با اینکه درباره قاسم بن الحسن (علیه السلام ) گفته‌اند او ماه پاره بود [۵]
اما این لقب تنها منتسب به قمر بنی‌هاشم ابوالفضل عباس است، اوست که ماه آسمان بنی‌هاشم است، این بزرگ مرد علم و دین از آنچنان مقام رفیعی برخوردار بوده است که همه شهدا و صدیقین عالم بر او غبطه می‌خورند، امام صادق (علیه السلام ) در آن زیارتی که به ابی حمزه ثمالی تعلیم داده در آن زیارت اینچنین می‌رساند که عباس از آنچنان مقامات عالی معنوی برخودار است که به جز پیامبران اولوالعزم کسی به آن مقام نائل نیامده است و البته شناخت شخصیت قمر بنی‌هاشم بسیار بالاتر از درک و فهم ماست به قول مولوی:

قدر تو بگذشت از درک عقول عقل اندر شرح تو شد بُو الفُضُول

و قبل از آن می‌گوید:

در زیارت نامه ابوالفضائل قمر بنی‌هاشم (علیه السلام ) آمده « وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ » [۶]
یعنی خدا ذکر تو را در ملا اعلی بالا برد، قمر بنی‌هاشم از عرشیان است.

برجسته‌ترین خصلت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی قمر بنی‌هاشم را باید یک شخصیت آسمانی بیان کند، لذاست که رشته بحث را به چشم «آسمان بین» امام صادق (علیه السلام ) می‌دهم، امام به حق ناطق حضرت جعفر صادق (علیه السلام ) در بیان فضائل و کمالات عموی بزرگوارش عباس بن علی (علیه السلام ) برای او ویژگی‌هایی بسیاری بر می‌شمارد.

* بینش عمیق

امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید: «رحم اللّه عمنا العباس رحمت خدا بر عموی بزرگوارمان عباس بن علی ( علیه السلام ) یکی از ویژگی‌هایی که در این روایت آمده، بصیرت «حضرت عباس» است آن حضرت می‌فرماید: « نافذ البصیرة، صلب الإیمان جاهد مع أبی عبد اللّه علیه السلام و أبلی بلاء حسنا و مضی شهیدا » [۷]
امام دست روی خصلت بصیرت عباس ( علیه السلام ) می‌گذارد که او اهل بصیرت بود، یک انسان مسلمان باید دارای بصیرت باشد و در برابر دشمنان هوشیار باشد، حضرت قمر بنی‌هاشم «نافذ البصیرة» بود یعنی عمیق‌ترین بصیرت و بینش‌ها را داشته است؛ دشمن شناس بود و موضع مردانه‌ای مقابل بنی امیه و دشمنان خاندان اهل بیت‌(ع) گرفته بود، وقتی که در عصر تاسوعا شمر برای او امان‌نامه آورد گفت در امان هستید فرمود، مرگ بر تو و امان نامه تو [۸]
این نشان می‌دهد که قمر بنی‌هاشم چشمش باز بود و حقایق عالم را مشاهده می‌کرد و لذا ذره‌ای از رهبر و امامش جدا نشد و همانند ماه که دور خورشید و زمین گردش می‌کند، بر مدار ولایت گردش می‌کند پس اولین ویژگی او «نافذ البصیره» بودن است که همه حقایق و قله‌های معارف را درک کرده است.

* جهاد و مبارزه در راه خدا

در ادامه امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرمایند: عموی بزرگوارمان ایمان شدید داشت، به معنای واقعی خدا باور بود و به غیر خدا توجه نداشت، ایمان راسخ و قوی در عمق جان او نفوذ کرده بود، سراسر وجودش را ایمان پر کرده بود باور داشت که بالاترین فضیلت یک انسان ایمان و دین اوست، لذا در راه اعتقادات راستینش ثابت قدم است، «جاهد مع أبی عبد اللّه علیه السلام و أبلی بلاء حسنا و مضی شهیدا » شرح فضائل یک شخصیت آسمانی را یک زبان آسمانی باید بیان کند و ما از عهده آن بر نمی‌آییم.

* سرّ باب الحوائجی حضرت عباس‌(ع)

« و أبلی بلاء حسنا » عباس بن علی‌(ع)، مبتلا به آزمون سخت شد و ایثار و جان‌فشانی کرد و سر فراز بیرون آمد در بیان اینکه چرا او «باب الحوائح» الی الله است و هر گرفتار و دردمندی به او متوسل می‌شود و حاجت می‌گیرد، علل مختلفی ذکر کرده‌اند که چرا او باب‌الحوائج الی الله است آیا به خاطر این است که دست خود را از دست داد یا به خاطر این بود که فرقش شکاف برداشته است یا…

«از حسن روی یوسف دست بریده سهل است

در کوی دلبر ما سرها بریده بینی»

در روز عاشورا اصحاب ابا عبد الله واقعاً مردانه ایستادگی کردند، ۷۲ نفر در برابر سی هزار نفر بودند و آنقدر رشادت کردند که این جنگ تا عصر عاشورا طول کشید.

نیزه‌ها بدن‌ها را پاره پاره کرد، اما روح که تسخیر پذیر نیست، آن کرامت‌های اخلاقی قابل تغییر و تحول نبود، ثابت قدم ماندند و به کوی جانان رفتند.

حضرت عباس