گلچینی ازعملیات های مهم ایران در ماه های مهر 8 سال دفاع مقدس

گلچینی ازعملیات های مهم ایران در ماه های مهر 8 سال دفاع مقدس


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

گلچینی از عملیات های مختلف 8 سال دفاع مقدس در مهرماه هر سال: 1)عملیات پل نادری: 23/7/1359 2)عملیات ثامن لائمه:5/7/1360 3)عملیات مسلم بن عقیل:13/7/1361 4)عملیات والفجر4 :27/7/1362 تا 30/8/1362 5)عملیات عاشورا:26/7/1363 تا 30/7/1363 6)عملیات فتح 1:19/7/1365 تا 20/7/1365

گلچینی ازعملیات های مهم ایران در ماه­های مهر 8 سال دفاع مقدس

 

1)23/7/1359 ؛ عملیات پل نادری:

در نخستین روزهای هجوم سراسری ارتش عراق به خطوط مرزی ایران ، عملیات پل نادری صورت گرفت . طی این حمله محدود که در روز 23 مهرماه سال 59 به منظور رویارویی و عقب راندن دشمن تا پشت خط مرزی آغاز شد ، سه تیپ پیاده و یک گروهان زرهی از ارتش از غرب شهرهای دزفول و اندیمشک ، در محور جنوبی جنگ وارد عمل شدند ولی علیرغم پیش بینی فرماندهان نیروی زمینی ارتش ، این یورش پیروزی قابل توجهی به بارنیاورد                                             
در عملیات پل نادری پیش بینی شده بود با بیرون راندن دشمن از غرب رودخانه کرخه ، حفاظت از مرز بین المللی تامین گردد . همچنین در نظر بود با پیشروی به سوی منطقه حلفاییه و چزابه عقبه نیروهای عراقی در این مناطق و شهرهای بستان و سوسنگرد بسته شود که در نتیجه این محاصره احتمالی ، مناطق مذکور نیز از اشغال دشمن خارج شود . اما ضعف در برآورد و طراحی عملیات سبب ناکامی نیروهای خودی شد

 

2) 5/7/1360 ؛ عملیات ثامن الائمه:

عملیات ثامن‌الائمه(ع) در بین عملیات‌های نظامی که در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صورت گرفت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این عملیات علاوه بر اینکه باعث شکست محاصره آبادان شد، چشم‌انداز جدیدی درباره نوع عملیات‌های نظامی برای مقابله با ارتش عراق، پیش چشم فرماندهان نظامی کشورمان قرار داد. همچنین این عملیات، تجربه موفقی از همکاری ارتش و سپاه برای اجرای عملیات‌های مشترک بود. در این مقاله تلاش شده مراحل مختلف عملیات ثامن‌الائمه (ع) با استفاده از منابع و اسناد معتبر، با رویکرد تحلیلی مورد بررسی قرار بگیرد. نویسنده با توصیف و تحلیل وقایع روزهای اجرای عملیات ثامن‌الائمه (ع)، کوشیده است به صورت جامع، استراتژی نیروهای نظامی کشورمان و ارتش عراق را در جریان این عملیات مورد بررسی قرار دهد.

‌ یکی از اهداف سرزمینی رژیم بعثی عراق در حمله نظامی به خاک ایران تسلط بر دو کرانه اروندرود بود. تحقق این هدف بدون تصرف جزیره آبادان ممکن نبود. در صورتی که عراق موفق به تصرف جزیره آبادان می‌شد، بندر، مجتمع پتروشیمی و پالایشگاه آبادان، به عنوان یکی از مراکز بزرگ صنعت نفت جهان و مهم‌ترین تأسیسات پالایشگاهی ایران، را در اختیار می‌گرفت. همچنین حضور در دو سوی اروندرود که ادعای ارضی رژیم بعث و یکی از بهانه‌های صدام برای حمله به ایران بود، محقق می‌شد (حبیبی، 1376: 24-22). بنابراین تصرف جزیره آبادان هدف راهبردی برای عراق محسوب می‌شد. متقابلاً برای ایران نیز جلوگیری از سقوط آبادان یک هدف بسیار مهم به شمار می‌آمد که بدون تحقق آن در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌گرفت. این مقاله در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که هر یک از این دو کشور برای تأمین این هدف چه راهبردی را در پیش گرفتند و چه اقداماتی را انجام دادند؟

 

 

عملیات ثامن‌الائمه (ع): دلایل، موانع و طرح‌ها

تأکید امام خمینی(ره) در تاریخ 14/8/59 ، باعث شد طراحی و برنامه‌ریزی برای اجرای عملیاتی در جهت تحقق این فرمان و عقب راندن ارتش عراق از زمین‌های شرق رودخانه کارون به صورت ویژه مورد توجه قرار بگیرد (صفوی و اردستانی، 1388: 288).

عامل دیگری که فرماندهان را به اجرای عملیات در این منطقه ترغیب می‌کرد رعایت تناسب میان توان رزمی موجود و هدف انتخاب شده بود. وسعت زمین‌های اشغالی توسط دشمن در این منطقه با توجه به عارضه طبیعی (رودخانه کارون) در پشت سردشمن، نسبت به سایر مناطق در تصرف ارتش عراق کمتر بود. همچنین حضور ناقص ارتش عراق در شرق کارون و اتکا به دو پل موجود بر روی رودخانه کارون عمدتاً ناشی از باورهای ذهنی غلط ارتش عراق نسبت به توانایی نیروهای ایرانی از یک سو و رجحان اهداف سیاسی (محاصره شهر آبادان) بر اهداف نظامی بود. (بنی لوحی و پیرمرادی، 1379: 159) این مسأله فرماندهان را برای جمع‌آوری تمام توان و اجرای عملیات در این منطقه با هدف شکستن محاصره آبادان متقاعد کرد.

برای تحقق فرمان امام خمینی(ره) می‌بایست ارتش عراق از زمین‌های این منطقه، که بالغ بر 130 کیلومتر مربع بود، تا غرب رودخانه کارون عقب رانده می‌شد. حضور بنی‌صدر و کارشکنی‌های او در جایگاه فرماندهی کل قوا باعث کندی کار و مانع تحقق چنین طرح مهمی بود. با وجود این، فرماندهان سپاه پاسداران با توجه به سفارش همیشگی امام خمینی(ره) مبنی بر ضرورت پرداختن به جبهه‌ها و معطوف کردن توجه اصلی به جنگ، به طرح‌ریزی عملیات در شرق کارون و منطقه آبادان پرداختند. (صفوی و اردستانی، 1388: 288-289) مهم‌ترین تلاش‌هایی که سپاه پاسداران برای طراحی عملیات شکستن محاصره آبادان انجام داد آماده‌سازی طرح مارد در اواخر سال 1359 و طرح عملیاتی حمزه سید الشهداء (ع) در بهار 1360 بود. طرح اول با توجه به برآوردهای موجود و منوط شدن موفقیت عملیات به بسته شدن پل مارد و همچنین ضعیف بودن احتمال موفقیت آن در اجرا و دیگر نارسایی‌ها دررد شد. اما طرح دوم به صورت مقدماتی توسط واحد عملیات سپاه آبادان تهیه و در جلسات ستاد عملیات جنوب (در پادگان گلف اهواز) با حضور مسئولین سپاه از جمله آقایان محسن رضایی، رحیم صفوی، غلامعلی رشید، حسن باقری، علی شمخانی و همچنین علی صیاد شیرازی تکمیل شده و برای تصویب در شورای عالی به تهران ارسال شد. (صفوی و اردستانی، 1388: 290) سرانجام در جلسه‌ای در پایگاه هوایی دزفول (حاضرین در جلسه شامل افراد زیر بودند: رئیس جمهور (ابوالحسن بنی‌صدر)، نخست‌وزیر (محمدعلی رجایی)، رئیس مجلس شورای اسلامی (حجت الاسلام علی اکبر هاشمی رفسنجانی)، نمایندگان امام در این شورا (آیت الله سید علی خامنه‌ای، حجت الاسلام محمد منتظری و علی اکبر پرورش)، جانشین ستاد مشترک ارتش (سرتیپ فلاحی)، فرمانده نیروی زمینی ارتش (سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد) (صفوی و اردستانی، 1388: 292). با حضور اعضای شورای عالی دفاع، رحیم صفوی، نماینده سپاه پاسداران و فرمانده ستاد عملیات جنوب (سپاه)، طرح عملیاتی حمزه را ارایه کرد که علیرغم مخالفت بنی‌صدر با این طرح و با توجه به تأکید امام(ره) مبنی بر شکسته شدن محاصره آبادان و نظر موافق نمایندگان امام، طرح سپاه تصویب شد. در ضمن با نظر تیمسار ظهیرنژاد مقرر شد این طرح با ارتش و لشکر 77 خراسان که جدیداً در منطقه آبادن مستقر شده بود هماهنگ شود (صفوی و اردستانی، 1388: 291-292). وظیفه توجیه این لشکرها به حسن باقری واگذار شد. برای این منظور، وی جلساتی را در قرارگاه لشکر 77 خراسان در ماهشهر تشکیل داد و مسئولین این لشکر را نسبت به طرح و منطقه عملیات به طور کامل توجیه کرد اما با توجه به تشدید بحرا‌ن‌های داخلی، اجرای این طرح برای مدت کوتاهی مسکوت ماند. (بنی لوحی و پیرمرادی، 1379: 173).

در پی حذف بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، طرح عملیاتی حمزه سیدالشهداء (ع) مجدداً مطرح شد. پس از چند جلسه مشورتی با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، نهایتاً در نهم تیرماه 1360 پس از بحث و بررسی و تعهد سپاه برای آماده کردن حداقل 15 گردان مانوری، قابل اجرا تشخیص داده شد. در نهایت، این طرح کلی با استفاده از تجارب و نتایجی که از عملیات فرمانده کل قوا 1 به دست آمد، اصلاح و تکمیل شد و طرح تکمیلی در تاریخ 25/4/1360 تهیه و برای مراجع ذیربط ارسال شد. کلیات طرح مانور به صورت مانور دو طرفه از سمت دارخوین و فیاضیه و با سه محور تلاش پشتیبانی ایستگاه هفت و ایستگاه 12 و محور جاده ماهشهر - آبادان طرح‌ریزی گردیده بود.

با توجه به مشترک بودن عملیات بین سپاه و ارتش، مباحث مربوط به تکمیل طرح ادامه یافت و پس از هماهنگی‌های لازم در ستاد عملیات جنوب سپاه، سرانجام طرح نهایی عملیات در آغاز دهه دوم شهریور 1360 تهیه و در 15 شهریور توسط فرماندهان مسئول تأیید شد. با امضای مشترک سرهنگ شهاب‌الدین جوادی، فرمانده لشکر 77 خراسان، و سیدرحیم صفوی، فرمانده ستاد عملیات جنوب، طرح نهایی به یگان‌های عملیاتی ابلاغ گردید و بر این اساس اقدامات آماده‌سازی که از مدت‌ها قبل شروع شده بود از این پس با سرعت بیشتری ادامه یافت (صفوی و اردستانی، 1388: 293).

بر اساس این طرح، لشکر 77 خراسان و نیروهای سپاه پاسد اران مأموریت یافتند به منظور شکستن محاصره شهر آبادان به نیروهای عراقی مستقر در زمین‌های شرق رودخانه کارون در شمال این شهر (از ساحل شرقی کارون تا جاده ماهشهر  آبادان) حمله کنند. همچنین مقرر شد با تصرف و انهدام دو پلوبر روی رودخانه کارون، که جاده مواصلاتی و عقبه نیروهای عراقی در این منطقه محسوب می‌شد، یگان‌های دشمن را، که به استعداد یک لشکر تقویت شده بود، محاصره کنند و زمین‌های شرق رودخانه کارون به وسعت 130 کیلومتر مربع و دو جادهورا که از یک سال قبل در اشغال ارتش عراق بود آزاد نمایند (صفوی و اردستانی، 1388: 294).

به دنبال ابلاغ طرح عملیات، مقدمات آماده‌سازی‌ها به مرور فراهم شد و طرح عملیات به صورت جزء به جزء در رده تیپ و گردان‌ها تهیه شد. بخشی از گردان‌های مانوری با حضور در خطوط پدافندی منطقه به تکمیل شناسایی خطوط اولیه عراق اقدام کرده و تا 10 روز قبل از عملیات اغلب گردان‌های عملیاتی در منطقه عمومی آبادان مستقر شدند. (صفوی و اردستانی، 1388: 296)

  شرح عملیات ثامن‌الائمه (ع)

سرانجام پس از مذاکرات نسبتاً طولانی و فراهم کردن تمهیدات لازم برای اجرای عملیات و متقاعد شدن فرماندهان ارتش برای آغاز عملیات در شب، نهایتاً در جلسه‌ای با حضور تیمسار ظهیرنژاد، رحیم صفوی، حسن باقری و فرماندهان تیپ‌های عمل، ساعت 1 بامداد روز یک شنبه 5/7/1360 برای اجرای عملیات تعیین شد (صفوی و اردستانی، 1388: 292).

همچنین به پیشنهاد ارتش، نام عملیات ازبهتغییر یافت (صفوی و اردستانی، 1388: 312). در ساعات پایانی روز 4/7/1360 نیروهای عمل کننده در عملیات، آخرین آمادگی‌های نیروها را برای اجرای عملیات کنترل کرده و گردان‌های خط شکن برحسب دوری یا نزدیکی به دشمن از ساعت 21 به بعد در نهایت رعایت سکوت و احتیاط، حرکت خود را به سوی منطقه عملیات آغاز کردند. براساس هماهنگی‌ها، قرار بود گردان‌های خط‌شکن در تمام محورها حدود ساعت 24 به نقطه درگیری برسند و پس از آخرین هماهنگی، آماده دریافت رمز عملیات در ساعت 1 بامداد باشند (صفوی و اردستانی، 1388: 314).

شرح عملیات به ترتیب اقدام نیروها به شرح زیر است:

 

الف) جبهه آبادان - ماهشهر:

هرچند حرکت گردان‌های خط‌شکن به سمت مواضع عراقی‌ها بدون حادثه خاصی آغاز شد. لکن به رغم همه تلاش‌ها برای خودداری از درگیری پیش از ساعت مقرر (یک بامداد)، ستون نیروهای خودی در این محور فرعی توسط عوامل تیربار دشمن رویت شدند؛ لذا یک ساعت مانده به اعلام رمز عملیات، درگیری به شکل اجتناب‌پذیری در این محور آغاز شد.

با دستور فرمانده گردان، نیروها به خط عراق حمله کردند و با سرعت عمل آنان، خط اول عراق در این جبهه به سرعت سقوط کرد (مرکز تحقیقات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-5).

این نیروها از شرق و غرب (از سمت آبادان و ماهشهر) به مواضع دشمن نفوذ کردند. آنها با اجرای یک مانور احاطه‌ای پس از عبور از خاکریز در کناره‌های دوطرف جاده از سمت ماهشهر و از سمت آبادان، پیشروی کرده و تا ساعت دو بامداد، نیروهای دشمن را محاصره کردند.

با آغاز درگیری در این محور، با تصمیم فرماندهان عملیات قرار شد از درگیری در سایر محورها خودداری شود تا دشمن از انجام یک تک گسترده در چند محور آگاهی پیدا نکند.

همچنین بنا به دستور برای طبیعی جلوه دادن اوضاع عمومی منطقه، برخی قبضه‌های آتش و تیربارها تیراندازهای پراکنده‌ای انجام دادند تا وضعیت عادی و طبق روال معمول جلوه کند. نیروهای این محور پس از تکمیل محاصره نیروهای عراقی در این محدوده و تصرف خاکریز 5 / 1 کیلومتری دشمن، تمام تجهیزات آنها شامل 20 دستگاه تانک و نفربر و تعدادی خمپاره‌اندازهای مختلف را به غنیمت گرفتند. تنها تعدادی از نیروهای دشمن قبل از تکمیل محاصره به شمال جاده فرار کردند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 1-5).

 

ب) جبهه دارخوین:

چهار گروهان و یک گردان از شمال و پنج گروهان و یک گردان از شرق و از طریق نهر شادگان وارد عمل شدند. در محور شمالی، عراق با حساسیتی که به خط اول خود داشت و محتمل دانستن حمله نیروهای ایرانی از این سمت (عملیات فرماندهی کل قوا در این منطقه انجام شده بود.)، در حدفاصل رودخانه کارون و جاده اهواز - آبادان مقاومت شدیدی کرد و مانع پیشروی سریع نیروهای خودی شد؛ لذا در چند ساعت اول عملیات، این خط سقوط نکرد. در محور نهرشادگان در حالی‌که نیروها به 200 تا 300 متری خاکریز اول دشمن رسیده بودند منورهای عراق به یکباره منطقه را روشن کرد اما نیروهای عراقی متوجه حضور نیروهای ایرانی در منطقه نشدند.

گروه مهندسی سپاه در شرایطی که درگیری در سایر محورها آغاز شده بود هفت معبر در میدان مین جلوی خاکریزهای دشمن باز کرد و نیروهای خط‌شکن گردان مقداد از این میدان‌ها عبور کردند. در ساعت 50:1 دقیقه، این نیروها با هجوم به مواضع دشمن، گردان زرهی صلاح‌الدین عراق را منهدم کردند. این نیروها تا ساعت 30:3 دقیقه صبح، پنج کیلومتر در عمق منطقه نفوذ کرده و از کناره‌های نهرشادگان خود را به جادهرساندند و بدین ترتیب از پشت (جنوب) خاکریز سوم دشمن در جبهه شمالی عملیات سردرآوردند. این در حالی بود که خط اول دشمن در این جبهه هنوز سقوط نکرده بود و عراقی‌ها در حدفاصل این جاده و ساحل کارون تردد می‌کردند، لذا نیروهای محور نهرشادگان پیشروی خود را به سمت ساحل کارون ادامه داده و تا ساعت پنج صبح (و در آستانه روشن شدن هوا) به رودخانه کارون رسیده و عقبه جبهه شمالی دشمن را به طور کامل مسدود کردند. سپس بخشی از آنان از پشت به خاکریز سوم و دوم عراق هجوم بردند و به زودی آخرین مقاومت‌ نیروهای عراقی در خاکریز دوم هم به شکست انجامید و خاکریزهای عراق در جنوب روستای محمدیه به طور کامل تصرف و پاکسازی شد و نیروهای دو محور جبهه دارخوین با هم الحاق کردند. (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 1-12).

سازمان تیپ 8 مکانیزه عراق در جبهه شمالی عملیات کاملاً منهدم و از هم پاشید. در یکی از اسناد موجود در مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس درباره وضعیت فرمانده تیپ هشت مکانیزه عراق در آن دقایق این گونه آمده است: پس از رخنه نیروهای ایرانی در مواضع تیپ هشت مکانیزه، فرمانده لشگر سه عراق درخواست کرد نیروهای احتیاط منطقه، شامل یک گردان تانک و یک گروه از نیروی مخصوص برای پشتیبانی از تیپ هشتم وارد عمل شوند. هنگامی که فرمانده گردان نهم نیروی مخصوص همراه با فرمانده گروهان سوم به قرارگاه تیپ هشتم رسیدند موقعیت بسیار بد بود. فرمانده تیپ هشتم سرهنگ ستاددر یک وضعیت بسیار دستپاچه‌ای به سر می‌برد و نقشه‌ها و کتاب‌ها را پاره می‌کرد و یک حالت کاملاً انفعالی به خود گرفته بود و نمی‌دانست چه کند. فرمانده گردان نهم نیروی مخصوص از او خواست که آرامش خود را حفظ کند و موقعیت کلی را بیان کند. او پاسخ داد وضع پدافندی تیپ کاملاً خراب است و به دست نیروهای ایران افتاده و این نیروها در حال پیشروی به سمت قرارگاه (تیپ) هستند. با طلوع آفتاب، فرمانده تیپ هشتم به همراه سرهنگ دوم ستاد خمیس مختلف (که با درجه سرهنگ تمام ستاد در عملیات بیت‌المقدس اسیر شد) از منطقه گریختند و سایر افسران ستاد تیپ و برخی یگان‌های قرارگاه نیز پابه فرار گذاشتند. در این میان، محور تیپ هشتم بدون فرمانده ماند. (مرکز تحقیقات و اسناد دفاع مقدس، 5/7/1360: 5-1) در حالی‌که فرماندهان خودی در این جبهه در حال تدبیر چگونگی پیشروی در عمق منطقه برای تصرف پل قصبه بودند؛ نیروهای حاضر در خط مقدم، با هدایت فرماندهان حاضر در خط مقدم به ویژهبه سمتحرکت کردند و فاصله 5/2 کیلومتری تا پل را در کمتر از یک ساعت پیمودند و در ساعت 5/6 صبح یکی از دو عقبه اصلی عراق به تصرف درآمد.

روایت علی زاهدی فرمانده یکی از گردان‌های این محور در شرح وقایع این ساعات این گونه است:

(صفوی و اردستانی، 1388: 328)

حسن باقری فرمانده جبهه دارخوین نیز درباره تقدم اقدامات نیروها بر تصمیم فرماندهان و روان بودن حرکت نیروهای در خط به سمت عمق دشمن که ناشی از فروپاشی سازمان تیپ هشت مکانیزه عراق در جبهه شمالی بود، می‌گوید:

(مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 6).

بلافاصله دیده‌بانان خودی به هدایت و تمرکز آتش توپخانه بر روی پل حفار اقدام کردند که این اقدام به درهم ریختگی بیشتر عراقی‌ها منجر شد. نیروهای این جبهه پس از تصرف پلتا ساعت نه صبح در 800 متری جنوب این پل به پدافند پرداختند. این در حالی بود که نبرد در محور فیاضیه گره خورده بود و عراق نیز تنها به یک عقبه نامطمئن (پل حفار) متکی بود (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 6).

 

جبهه ذوالفقاری:

در محور ایستگاه هفت (یکی از دو محور این جبهه)، نیروها قبل از ساعت مقرر به معابر آماده شده رسیدند و پس از اعلام رمز، به دشمن حمله کردند. نیروهای عراقی نیز با اجرای آتش شدید به مقابله برخاستند و به دلیل نبود عارضه و جان‌پناه، تلفاتی به نیروهای خودی وارد شد. با ادامه فشار نیروهای خودی، خاکریز اول عراق سقوط کرد اما هشیاری نیروهای رده دوم باعث شد تا ساعت پنج صبح درگیری‌ها ادامه داشته باشد و خاکریز دوم سقوط نکرد. (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 7)

در محور ایستگاه 12 به علت تعلل گردان 112 و عدم حمایت مناسب واحدهای زرهی در دو ساعت اول عملیات اقدام خاصی صورت نگرفت؛ اما با پیگیری‌های فرماندهان رده بالاتر در حرکت دادن تانک‌های خودی در ساعت سه صبح، خاکریز اول عراق سقوط کرد. با این وجود مقاومت نیروهای عراقی در خاکریز دوم مانند ایستگاه هفت سرسختانه بود (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 7).

نیروهای ایستگاه هفت و 12 در ساعت پنج صبح با هم الحاق کردند. قبل از آنکه این نیروها به ادامه پیشروی موفق شوند، در آغاز روشنایی هوا (بین ساعات پنج و شش صبح) عراق با 15 تانک به پاتک اقدام کرد که با مقاومت نیروهای خودی تلاش نیروهای عراقی خنثی شد. از آنجا که ادامه پیشروی با تهدید از جناح چپ (سمت ساحل کارون و محور فیاضیه) همراه بود بنا به دستور، ادامه پیشروی با هماهنگی محور فیاضیه و به صورت همزمان انجام شد و نیروهای این جبهه موفق شدند تا ساعت 10صبح خاکریز دوم دشمن را تصرف کرده و حدود 150 عراقی را در این منطقه به اسارت بگیرند (مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس، 7/7/1360: 8).

 

جبهه فیاضیه:

نیروهای این جبهه در سه محور (سمت راست، غرب جاده آبادان - اهواز؛ وسط؛ سمت چپ، ساحل شرقی رودخانه کارون) از مسیرهای تعیین شده قبلی (در این محور نیروهای خودی برای نزدیک شدن به خط مقدم بدون جلب نظر دشمن از قبل دو تونل زیرزمینی احداث کردند که تا نزدیک خاکریز اول عراقی‌ها امتداد داشت.) به خطوط مقدم دشمن نزدیک شده و پس از دریافت رمز عملیات