پیوند آسمانی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام

تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

شیخ طوسی از جابربن عبدالله انصاری چنین روایت می کند: هنگامی که رسول خدا(ص) فاطمه(س) را به ازدواج علی(ع) درآورد، عده ای از مردم قریش نزد او آمدند و گفتند: دخترت را به مهریة اندکی به ازدواج پسر ابیطالب در آورده ای؟ پیامبر(ص) فرمود: من علی(ع) را به ازدواج فاطمه(س) در نیاوردم بلکه خدای عزّوجلّ در شبی که مرا به سدرة المنتهی (معراج) بالا برد، این ازدواج را صورت داد و درّ، جواهر و مرجان پخش نمود. فرشتگان شگفت زده شده و از آن گوهرها برگرفتند و با آن هدیه ها داده و بدان افتخار می کردند

پیوند آسمانی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام

آیه

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ. بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ[1]

ترجمه

دو دریای مختلف را در کنار هم قرار داد در حالی که با هم تماس دارند. اما در میان آن دو برزخی است که مانع از طغیان و غلبه یکی بر دیگری می باشد.

پیوستن دو دریا

دو دریای آب" شیرین" و" شور" است، آنجا که می فرماید: و هُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُورا او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد یکی گوارا و شیرین است و دیگری شور و تلخ، و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند.

برخی از مفسران در تفسیر آیه فوق معتقدند: مقصود از «بحرین» فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام است. «و بینهما برزخ» (محمدصلی الله علیه و آله) «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان،» الحسن و الحسین علیهماالسلام است.  پس منظور از دو دریایی که به هم وصل شدند، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند و بین آنها نیز رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم می باشد[2]. و در تفسیر آیه (یخرج منهما اللولو و المرجان ) گفته است: منظور از لولو و مرجان حسن و حسین است.چیزی که هست بـایـد دانـسـت کـه ایـن تـفـسـیـر، تـفسیر به باطن است نه این که بخواهد بفرماید: معنای بحرین و برزخ و لولو و مرجان است.[3] گفته اند: از تخصیصات و تشریفات آدمی یکی آن است که در نهاد وی دو بحر آفریده اند یکی بحر سر، دیگر بحر دل، این اشاره است به آیه مرج البحرین و بحرین این جا خوف و رجاست عامه مسلمانان را و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان را و بحر هیبت و انس انبیاء و صدیقان را[4]

ازدواج ملکوتی فاطمه (س)

امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها شأن و قدر همدیگر را در زندگی می دانستند و به یکدیگر احترام می گذاشتند. برطبق آنچه که در سیمای روایات و أحادیث، از جریان خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س) برجای مانده است، این جریان ریشه در آسمان داشته است. این ازدواج به امر خدا بوده و مراسم آن پیش از آن که در زمین انجام شود، در آسمان و جهان علیا انجام شده بود. محب طبری از رسول خدا(ص) روایت می کند که فرشته ای برایشان نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند ترا سلام می رساند و می گوید: در ملأ أعلی دخترت را به ازدواج علی ابن ابیطالب(ع) درآوردم، پس تو هم او را در زمین به ازدواج علی (ع) درآور. ام سلمه می گوید: فاطمه(ع) بر همه زنان افتخار می نمود، زیرا اولین کسی بود که جبرائیل برای وی خطبه خواند. (طبری، بی تا: ص 32) و شیخ طوسی از جابربن عبدالله انصاری چنین روایت می کند: هنگامی که رسول خدا(ص) فاطمه(س) را به ازدواج علی(ع) درآورد، عده ای از مردم قریش نزد او آمدند و گفتند: دخترت را به مهریة اندکی به ازدواج پسر ابیطالب در آورده ای؟ پیامبر(ص) فرمود: من علی(ع) را به ازدواج فاطمه(س) در نیاوردم بلکه خدای عزّوجلّ در شبی که مرا به سدرة المنتهی (معراج) بالا برد، این ازدواج را صورت داد و درّ، جواهر و مرجان پخش نمود. فرشتگان شگفت زده شده و از آن گوهرها برگرفتند و با آن هدیه ها داده و بدان افتخار می کردند و می گفتند: این از فاطمه(س)، دختر محمد(ص) است.[5]

جلوه های زمینی ازدواج فاطمه (س)

کمالات فوق العاده فاطمه(س) از یک سو و انتسابش به شخص پیامبر(ص) از سوی دیگر و شرافت خانوادگی او، زمینه ساز ازدواج وی با علی(ع) نشد بلکه رهنمون ازدواج مبارک تاریخی فاطمه(س)، وحی آسمانی بوده است. ولی با وجود آسمانی بودن ازدواج، شخصیت فاطمه(س) و احترام و آزادی که آئین اسلام در انتخاب همسر برای زنان قائل است، ایجاب می کرد که پیامبر(ص) بدون مشورت با فاطمه(س)، بدین امر اقدام نفرماید. احترام به نظر دختر در امر ازدواج، یکی از نکات تربیتی جلوة زمینی ازدواج فاطمه(س) می باشد. در هر حال، چهره زمینی این پیوند، از همة ابعاد نورانی ترین الگوی ازدواج برای همه اعصار و قرون است. مهریة علی(ع) و جهیزیة زهرا(س)، مراسم خواستگاری، نوع برخورد پیامبر(ص) با فاطمه(س) و مراسم جشن عروسی و...، همه و همه الگوهایی برای همه ازدواج های جهان و جهانیان می باشند.

در اینجا به ذکر دو نمونه از جلوه های چهرة زمینی این ازدواج و جنبه های تربیتی و الگوبخشی آن اشاره می شود:

مهریه فاطمه(س)

روایات فراوانی ناظر به این معنی است که اگرچه چهره آسمانی مهریة حضرت فاطمه(س)، ثلث بهشت، نهرهای بهشت، خمس زمین، همة آب های عالم و مطالبی نظیر این ها است ولی چهره زمینی مهریه بدین قرار است: «پیامبر(ص) وقتی از علی(ع) پرسید که چیزی داری تا مهریه همسرت قراردهی، علی(ع) پاسخ داد: پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگی من به خوبی آگاهی که جز شمشیر، زره و شتر چیزی ندارم. پیامبر(ص) فرمود: شمشیرت را برای کارزار نیاز داری و با شتر نیز باید به نخلستان آب دهی و در مسافرت از آن استفاده کنی و من دخترم را با مهریة زره به عقد تو درمی آورم.»(مکارم شیرازی، 1379: ص39)

آن چه در ظاهر از این مطلب استفاده می شود این است که مهریه حضرت فاطمه(س) کم و آسان بود ولی این فقط یکی از نکات مستتر در این قضیه است. چهرة حقیقی این مهریه، این است که علی(ع) همه دارایی اش را به عنوان مهریه بخشید. حضرت علی(ع) چیزی جز زره نداشت و اگر چیزی جز زره خود داشت، آن را نیز به عنوان صداق، به فاطمه(ع) می بخشید.

مهریه در زبان عربی به «صداق» معروف است و صداق ابزاری است که مرد برای اثبات صدق نیت خود در ازدواج، به همسرش می بخشد و علی(ع)زره خود را که وسیله حفظ جانش بود، برای اثبات این دوستی پرداخت نمود. بنابراین مهریه فاطمه(س) ضمن آن که نشان می دهد، ملاک ازدواج هرگز نباید پول و ثروت خواستگار باشد، در عین حال نشان می دهد که علی(ع) همه آنچه را که داشت، تقدیم فاطمه(س) کرد. بنابراین، برخلاف آنچه به اسلام نسبت داده می شود، اگر مردی، دارای مکنت و دارایی بسیار فراوانی است و با وجود تمایل و اصرار خانواده زن، حتی می خواهد با کمتر از «مهرالسنه» ازدواج نماید و بدون هیچ دلیل موجهی از پرداخت صداق بیشتر ممانعت می کند، این امر مطلوب اسلام نمی باشد.

جهیزیه و جشن عروسی

نوع جهیزیه این ازدواج، نشان دهندة این معنی است که اصل در یک پیوند آسمانی، سادگی و دوری از تجمل است. به عنوان مثال، «وقتی ام سلمه و ام ا یمن به خدمت رسول(ص) رسیدند و پیشنهاد علی(ع)، مبنی بر رفتن فاطمه(س) به خانة وی را مطرح کردند، پیامبر(ص) برخلاف آنچه که سیرة مردم دنیاپرست است و از ماه ها قبل تدارک دیده و برنامه ریزی می کنند، فرمود: همین امشب یا فرداشب، ترتیب این امر را خواهم داد.»(همان، صص45-42)

این جشن ملکوتی، آن چنان ساده، بی تکلف و مملو از روحانیت و معنویت بود که همه را شگفت زده نمود. پیامبر(ص) خود در تهیه غذا کمک می فرمود و علی(ع) شخصاً مأمور شد به مسجد بیاید و بعضی را دعوت کند اما حیا مانع شد که وی فقط تعدادی را دعوت نماید لذا صدای خود را بلند کرد و به صورت عمومی به همگان فرمود: «اجیبوا الی ولیمة فاطمه» و مردم دسته دسته اجابت نمودند و غذا نیز به دعای پیامبر(ص) برکت پیدا کرد؛ به گونه ای که کفاف همگان را داد.

جزئیات جلوه های رفتاری علی (ع) و فاطمه (س)، در همه مصرع های غزل ازدواجشان، عاشقانه و عارفانه بود. دعوت عمومی علی(ع) نشانه این معنی است که برخلاف آنچه که بعضی ها از اسلام دریافت نموده اند، ولیمه دادن و خرج کردن در مراسم ازدواج اگر بدون تجمل باشد، بسیار مطلوب است و هرچه جمعیت مدعوین وسعت داشته باشد و افراد زیادی به میهمانی ازدواج دعوت شوند، به مطلوبیت آن افزوده می شود و پرداخت این گونه هزینه ها، از مخارجی است که مرضی خداوند می باشد.

گوشه هایی از چهره آسمانی جشن عروسی فاطمه(س) نیز در روایات ترسیم شده است. علمای عامه از جابربن سمره، روایتی قریب به این مضمون نقل می کنند: شب زفاف فاطمه(س)، زمام مرکب آن بانو، به دست جبرئیل بود. اسرافیل رکاب می گرفت و میکائیل از پی رهسپار بود و پیامبر(س) جامه های فاطمه(س) را مرتب می کرد و این فرشته ها با سایر فرشتگان تکبیر می گفتند و این تکبیر تا قیامت، در بین آن جماعت سنت ماند.(مقدم، 1379: ص60)

جلوه های آسمانی ازدواج فاطمه(س)

«ازدواج» در دیدگاه عرفان، علاوه بر قالب ظاهری، روح دیگری نیز در آن مستتر می باشد. از آن جا که خداوند فرش را بر مثال عرش و ملک را براساس ملکوت بیاراسته است، صورت ملکی نکاح، دارای روحی ملکوتی نیز هست و در تطابق لوح تکوین و صحیفة تشریح، می توان به تناسب صورت های ملکی با معانی ملکوتی پی برد.

در هیئت ظاهری نکاح و چهرة زمینی آن، زن و مرد عقدی می بندند و در طی آن، هریک از آن ها وظایفی را در قبال دیگری، عهده دار می شوند و در پی این عقد در کنار یکدیگر قرار می گیرند و از جهت روحی و جسمی، مکمل یکدیگر می شوند و از سوی خدا، در میان آن ها نوعی مودّت و رحمت ثابت پدیدار می شود اما در چهرة آسمانی و ملکوتی نکاح، روح انسانی که صبغة جلال برآن حاکم است، مجذوب روح انسانی می شود که صبغة جمال الهی در آن بیشتر است و آن گاه حقیقت قلب مثالی این دو انسان، در اثر تجاذب تکوینی با هم درمی آمیزند و از این آمیزش، غرق در بهجت معنوی می شوند و یکدیگر را برای رسیدن به وحدت جمعیّه یاری می کنند.

ازدواج علی و فاطمه(س)، اصلی ترین نسخه یک نکاح حقیقی و شاید تنها مصداق حقیقی آن است. صورت ازدواج و خواستگاری ایشان که در ماه ذی الحجه رخ داد، صورت زیرین یک حقیقت برتر بود. حقیقتی که کنه آن در سرادقات نهانخانة غیب اسرار الهیه همواره در پرتو استتار است.

از اسمای جمالیه، انس و آرامش بیشتری حاصل می شود و از اسمای جلالیه، شکوه، شوکت و هیبت بیشتری به دست می آید، زیرا در برابر آنها، خشیت بیشتری حاصل می شود. به همین جهت فاطمه(س) و علی(ع)، اگرچه هر دو مظهر همة اسمای الهیه بودند، ولی در مجموع، انعکاس نور صفات جمال در وجود فاطمه (س) بیشتر و انعکاس نور صفات جلال در علی (ع) بیشتر بود و این غلبة انوار به مقتضای انوثیّت و ذکوریّت انسان بوده است. نور سفید نیز در فضاهای مختلف، به اقتضای جنسیت جسمیت فضایی که در آن وارد می شوند، انوار متفاوتی از خود تابش می دهد و به همین جهت الوان گوناگونی حاصل می شوند. ولی در نورهای دیگر مثل نور آبی، همه انوار دیگر نیز وجود دارند اما چون رنگ آبی ظهور بیشتری داشته است، ما آن نور را آبی می بینیم ولی همه انوار دیگر نیز، در باطن آن نور وجود دارند. در باطن وجود عزیز زهرا(س) و علی(ع)، همه اسمای جمال و جلال حق وجود دارد ولی ظهور جمال در زهرا (س) و ظهور جلال در علی(ع) بیشتر است و جمال و جلال نیز به هم تجاذب خاصّی دارند.

آیه شریفه «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لایبغیان» بیانگر پیامد این جذبه است. بعضی از مفسران، آن را به دو دریای وجودی علوی و فاطمی تأویل برده اند و از امتزاج این دو دریای بیکران که به واسطة شدّت محبّت و رحمت، هرگز یکدیگر را نمی آزارند و کمترین ستم و ظلمی در حق هم روا نمی دارند، لؤلؤ و مرجانِ وجود نازنین «حسنین» به وجود می آید.

تعبیراتی که در روایات، تحت عنوان عقد آسمانی وارد می شود، اشاره به همان حقیقت برتر صورت تناکحیة این دو معصوم (علیهماالسلام) دارد. بنابراین راز عقد زمینی این دو را باید در عالم معنی جستجو کرد و اسرار جذبة این دو نسبت به یکدیگر را باید در صور ملکوتی ایشان جست. وجود تجاذبی تکوینی که بین مقتضیات جلال و جمال وجود دارد، به نوعی کشش طرفینی، توادد و رحمت، بین مظاهر جلال و جمال ایجاد می کند.

به تعبیر ابن عربی: صورتی که بین زوجین نهاده می شود، سبب ثبات نکاحی است که موجب تولید نسل، عطوفت و مهربانی است و به واسطة این مودت است که هریک از زن و شوهر، نوعی کشش، به سوی جنس مخالف خویش دارد و با طرف مقابل، به نوعی آرامش می رسد.(ابن عربی، 1414ق: ج3، ص88)

یگانه زوج معصوم آفرینش، سرچشمه جوشش حقیقت و ولایت در جهان هستند و از سلاله پاکشان فرزندانی متولد شدند که ولی خدا بر روی زمین بودند؛ چراغ­های هدایتی که یکی پس از دیگری قدم بر عرصه حیات گذاشتند تا انسان را از بیراهه به راه راست رهنمون شوند؛ سبیلٌ بعد السّبیل؛ خیرةٌ بَعدَ الخیرة؛ چراغ­های درخشان در دل شام تاریک نادانی و گمراهی انسان که تک تک به سنگ ستم و جهالت فروشکستند، ولی آخرینشان که امید تمام جهانیان به دست های نجات­دهنده و پرتوان اوست، روزی چون خورشید از پس کوه­ها سر بیرون خواهد آورد و بساط شب را از سراسر جهان خواهد چید.

سیمای فاطمه س در خانه حضرت علی(ع)، سیمای حقیقی زنی مؤمن و پارساست؛ زنی که با تمام توان خویش، به تربیت فرزندانش به بهترین شکل اهتمام می­ورزد و همه امور خانه را بر عهده می­گیرد؛ بی­آنکه از رنج و طاقت فرسایی­اش گلایه کند و بی­آنکه از مضیقه­ها شکوه سر دهد.

سیره امیرمؤمنان علی(ع) نیز در رفتار با همسرش، یگانه الگوی همسرداری است. الگویی که شبیه و مانند ندارد و هیچ نیکویی را یارای برابری با او نیست؛ مردی که افزون بر وظایف سنگینی که در راه تبلیغ و گسترش اسلام، دوشادوش پیامبر برعهده دارد، حتی لحظه­ای از احوال خانواده خویش غافل نمی­شود؛ مردی که پس از یک روز تلاش بی­پایان، انفاق به مستمندان، سرکشی به یتیمان و خانواده­های بی­سرپرست، اداره امور جامعه اسلامی در رکاب پیامبر و دیگر کارها، شب هنگام شرم دارد که با دست تهی به خانه بازگردد و با دختر رسول خدا(ص) روبه­رو شود، پس با تمام خستگی­های جان­کاهش، به دنبال نان شب می­رود.

علی همان مردی است که لحظه­ای از تقدیر و تشکر و پاس داشتن رنج­هایی که همسرش در خانه او متحمل می­شود، غافل نمی­شود و برای رضای او از هیچ کوششی دریغ نمی­کند.

باید علی را بشناسیم تا فاطمه را شناخته باشیم. باید دست به دامان فاطمه شویم تا دامان علی را رها نکنیم. اگر فاطمه س نبود، هیچ نَفْسی برای همسری علی(ع) در هستی پیدا نمی­شد و اگر علی نبود، هیچ انسانی لیاقت شوهری فاطمه را نداشت. باید شیعه علی بودن را از فاطمه آموخت. باید«مَوَدَّةً فِی القُربی» را از علی و مهر بی­پایانش به زهرا(س) یاد گرفت. باید به فاطمه متوسل شد تا هرگز راه علی را گم نکرد. باید پا بر جای پای علی بگذاریم تا دختر پیامبر را از یاد نبریم.

در میان همه جلوه­های خیره کننده روح بزرگ فاطمه س، آنچه بیش از همه شگفت­انگیز است، این است که فاطمه همسفر و همگام و هم­پرواز روح عظیم علی است.

پی نوشت ها

[1] الرحمن/19-20

[2] سیوطی، الدرالمـنثور

[3] المیزان، ج19

[4] ابوالفضل رشیدالدین، همان کتاب، ج 9، ص 412، 421.

[5] محمد علی دخیل، ص43