نوری که از افق حرا طلوع کرد

نوری که از افق حرا طلوع کرد


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

27 رجب(مبعث پیامبر اکرم)، جلوه بی پایانی بود که شعاع آن، تا کرانه های ناپیدای زمان گسترش یافت. در آن روز شکوفه نبوت گشوده شد. باغ رسالت به بار نشست و ابر سایه گستر و باران رحمت بعثت، چهره جهان را نشاط بخشید.

نوری که از افق حرا طلوع کرد

در ایام اللّه عید بزرگ مبعث، گذشته از جشن و سرور مهم ترین وظیفه، شناخت روح و پیام بعثت است. روح بعثت را در همان نخستین آیاتی که بر پیامبر(ص) نازل شد باید جستجو نمود و از کلیت آن طرح و برنامه سیادت و سعادت بشر را مهندسی کرد.

بدون شک پیش نیاز هر اقدام اساسی و حرکت نجاتبخش، دانش و آگاهی عقل و اندیشه است. آیات آغازین وحی بزرگترین لطف و کرامت پروردگار را پس از خلقت و آفرینش انسان تعلیم به وسیله قلم معرفی نموده چون فکر و اندیشه و علم و دانش به سبب قلم از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد و افکار و اندیشه های گذشتگان از راه نوک قلم به دیگران می رسد. از ظواهر تمدن های بزرگ یونان، روم، مصر، ایران و بابل جز تلی از خاک و بقایای سنگ تراشیده ها به جا نمانده ولی افکار و عقایدشان از دست حوادث روزگار به وسیله قلم حفظ و نگهداری گردیده است و آثار و حوادث ثبت شده با سلطان قلم همواره پایدار مانده است.

بدین جهت خداوند پس از بیان قدرت آفرینش، عظمت و قدرت قلم را یادآور شده و گذشته از آیات نخستین وحی سوره ای را به قلم ویژه نموده و در آغاز آن به قلم سوگند یاد کرده که نشانگر اهمیت خاص قلم در پیشگاه پروردگار است. پیامبر(ص) که نخستین درس آموز وحی بود کسب علم و دانش را برترین عبادت شمرد و تحصیل آن را بر هر زن و مرد مسلمان فریضه دانست و همگان را در هر زمان و نزد هر کس و در هر مکان بدون حد و مرز به فراگیری علم و دانش سفارش کرد و خود عملاً برتری کسب دانش را بر عبادت مستحبی نشان داد. روزی پیامبر(ص) وارد مسجد شد گروهی را به عبادت مشغول دید و عده ای را در حلقه تعلیم و آموزش، حضرت حلقه دانش آموزان را برگزید و در جمع آنان حضور یافت و در نهایت جمله ای که پیام و روح بعثت او را معرفی می کرد در جمع دانش آموزان بیان کرد.

«و بالتعلیم ارسلت.»

در محیطی که داشتن را امر زشت و مذموم می دانستند و خواندن و نوشتن را عیب می شمردند پیامبر(ص) نخستین پیام خود را آموزش معرفی کرد.

عیسی بن عمر می گوید: ذوالرمه به من گفت به این حرف. علامت رفع، بگذار به او گفتم مگر تو نوشتن می دانی؟ در حالی که دستش را به علامت سکوت بر دهان می گذاشت، گفت: این کارم را پنهان بدار زیرا نوشتن پیش ما عیب است.(1)

پیامبر اکرم(ص) در واپسین روز ورود به مدینه عبداللّه بن سعید را مأمور ساخت به مردم مدینه خواندن و نوشتن بیاموزد.(2)

پس از جنگ بدر یکی از راههای آزادی اسیران باسواد را تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر از نوجوانان و جوانان مدینه قرار داد.(3)

و از حقوق فرزند بر پدر تعلیم نوشتن و خواندن مقرر فرمود.(4)

و دستور فهم و تعلیم و فراگیری دانش دین و انتشار آن در بلاد دور را از سوی خدای متعال بر مردم خواند.

«فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذرو قومهم اذا رجعو الیهم لعلهم یحذرون(5)؛ پس چرا از هر فرقه ای از آنان دسته ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند.» این فرمان که پایگاه دانش دینی را در مدینه به استادی پیامبر(ص) نهادینه کرد، از آثار و ثمره بعثت پیامبر(ص) بود در شرایطی که جنگ و جهاد در راه خدا و مبارزه با دشمنان دینی یکی از دغدغه های اصلی مسلمانان به شمار می رفت، در کنار آن خداوند دانش آموزی را به مسلمانان توصیه کرد تا به جهانیان بفهماند که در این دین جنگ و جهاد اصل نیست؛ اصل پرورش، آموزش و تعالی و بالا آوردن آنان به مرحله ای که روابط قانونمند، عقلانی منطقی و انسانی باشد. این توصیه ها به علم آموزی و تکریم عالمان سبب شد که نهضت علم آموزی در جوامع اسلامی از مهم ترین حرکت های تمدن ساز و جهانی گردد.

همان مردمی که افراد باسوادشان انگشت شمار بودند و به هر چیزی جز علم و دانش می اندیشیدند و دانش و علم را مایه عیب و ننگ می دانستند چنان رو به علم و دانش و کنجکاوی گذاشتند که گروهی از آنان در مدینه چندین زبان آموختند و توانستند پیام اسلام را با زبان های گوناگونی به سراسر جهان ابلاغ نمایند.(6)

در چنین شرایطی بود که پیامبر(ص) با بعثت خود کلید دستیابی تمدن و رشد و شکوفایی و توسعه همه جانبه را به مردم عنایت فرمود و با تلاش فراوان سعی در دانشوری پیروان خود نمود و چنان شد که از فردای اسلام مسلمانان حتی کابین زنان را گاهی تعلیم خط، خواندن و آموزش علم قرار می دادند.

بدون تردید جهان کهن نهضت و انگیزش های مهم و بزرگی به خود دیده ولی هیچ یک از آنها به اندازه بعثت پیامبر(ص) بر شکوفایی عقل و استعدادهای فطری، دانش، بینش، درایت و بصیرت پیروان خود تأکید نداشته اند. عظمت بعثت به آن است که روشنگر جهان به نور علم است و روح بعثت را در حقیقت به انگیزش عقل و فطرت و درخشش نور علم باید شناخت.

«قد جائکم من اللّه نور و کتاب مبین یهدی به اللّه من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم؛(7) از جانب پروردگار شما نور و دستوری بیان کننده آمد. کسانی که خشنودی خدای را پیروی کنند آنها را به راههای صلح و سلامت هدایت شان می کند. و آنها را از تاریکی ها به سوی عالم نور به اذن پروردگار خارج می سازد و پیوسته پیش می برد به راه راست هدایت شان می نماید.»

نوری که از افق حرا، طلوع کرد برای همیشه جهان تاریک را روشن و برنامه حیات طیبه و زندگانی پاک برای بشر به همراه آورد و لذا بعثت روز بیداری از خواب غفلت و شکوفایی ارزش های مدفون در خاک تیره جهل، روز برانگیختن خردهای خردشده زیر چرخ هوا و هوس، خرافات و تعصبات است.

گرچه خداوند برای هدایت بشر فطرت خداجو و عقل درونی را ارزانی داشته است اما به خاطر آنکه بشر نارسایی عقل و انحراف از فطرت را عذر گمراهی خود نیاورد پیامبران را فرستاد تا با باز شدن راه وحی موجب بسته شدن عذر مردمان گردد.

رسلاً مبشرین و منذرین لئلایکون للناس علی اللّه حجة بعد الرسل(8) پیامبرانی که بشارت گر و هشداردهنده بودند تا برای مردم پس از فرستادن پیامبران در مقابل خدا (بهانه) حجتی نباشد.

امیرمؤمنان علی(ع) فرآورده های عقل را به گنجینه ای همانند می کند که در زیر خاک مدفون است و چه بسا دارنده گنج خود از وجود آن بی خبر است از وظایف اصلی پیامبران آن

است که می آیند تا این خاک ها را کنار زنند گنجینه های پنهان انسان را به او نشان دهند.

به عبارت دیگر انبیاء الهی نیامده اند تا عقل را به کنار نهند و وحی را جانشین عقل نمایند و از آنان سر سپردگی بدون دلیل و عقلانیت بخواهند بلکه یکی از مهم ترین اهداف شان شکوفایی و پرده برداری از چهره عقل است.

«فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه لیستادوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروالهم دفائن العقول و یروهم آیات المقدرة؛(9) پس خداوند فرستادگانش را در میان آنان برانگیخت و پیغمبرانش را به سوی مردم پی در پی روانه داشت تا اجرای پیمان های فطرت را از آنان بخواهند و به نعمت های فراموش شده اش یادآورشان کنند و با زبان تبلیغ با آنان احتجاج نمایند و زمینه های عقول (عقل های دفن شده) را برانگیزانند و نشانه های قدرتمندی را به آنان بنمایانند.

بنابراین از اصلی ترین پیام های پیامبر(ص) بیداری و راهنمایی عقل انسان است و دلیل و حجت بیرونی است تا با آیات وحی و هشدارها نور عقل را مشتعل نگهدارد و با راهبری و نشان دادن راه با استفاده از نور عقل او را به سیادت و سعادت دنیا و آخرت برساند.

امام کاظم(ع) در حدیث معروفی خطاب به هشام بن حکم می فرماید:

«یاهشام ان للّه علی الناس حجتین: حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبیاء و الائمه(ع) و اما الباطنة فالعقول؛(10) ای هشام خداوند را بر مردمان دو حجت است حجتی بیرونی و حجتی درونی. حجت بیرونی پیامبران و امامانند، و حجت درونی عقل است.

هماهنگی عقل و وحی

علی(ع) از سویی یکی از هدف های اصلی پیامبران را آشکار ساختن گنجینه های عقل می داند و بر خرد ناستیزی معارف وحیانی تأکید می ورزد.

«... و اقرت العقول بدلالته.»(11)

و از سوی دیگر بر ناتوانی های عقل در شناخت کامل خدا و صفات والایش می فرماید:

لم یطلع العقول علی تحدید صفته و لم یحجبها عن واجب معرفته

خردها را بر شناخت کامل صفات خود آگاه نساخته و از شناخت واجب خود، پرده نینداخته است.»

بنابراین همنشینی این دو حجت الهی است که راه راستگاری را به آدمی نشان می دهد. و سیادت و سعادتش را تضمین می نماید.

تا زمانی که مسلمانان و دنیای