شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت؛ هفتم تیرماه سالروز شهادت مظلومانه آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب

شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت؛ هفتم تیرماه سالروز شهادت مظلومانه آیت الله بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

در هفت تیر، هفتاد و دو شیفته ی خدمت، پاداش گرفتند و هفتاد و دو سردار استقامت، نشان شهادت دریافت کردند. در هفت تیر، باروت و آتش و سنگ و خاک در هم تنیدند و در مصیبتِ مظلومیت هفتاد و دو مرد خدا قلب زمین را شکافتند.

شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت

مقدمه

در هر عصر و نسلی، پرتو مشعشع ستارگانی از تبار خورشیدیان، هدایتگر گمرهانی می شود و قلم شیوا و زبان مرهم گونه شان، غبار جهل و غفلت را از چهره آنان می زداید و شهادتشان، خون تازه ای را در رگهای انسانها به جریان می اندازد. شهید بهشتی یکی از این ستاره های فروزان و درخشان در عصر حاضر بود که یادآوری مظلومیت و عروج ملکوتی آن عالم فرزانه، فقیه روشن بین، ناخودآگاه بزرگی و عظمت او را بر زبانها جاری می کند.

به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد عروج ملکوتی آن شهید مظلوم، در این نوشتار برآنیم گوشه هایی از زندگی سراسر درس آموز آن عزیز از دست رفته را به طور گذرا به رشته تحریر درآوریم.

دوران کودکی

آیت اللّه شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی از دوران کودکی اش چنین می گوید: «من محمد حسینی بهشتی که گاهی به اشتباه محمدحسین بهشتی می نویسند، نام اولم محمد و نام خانوادگی، ترکیبی است از حسینی بهشتی. در دوم آبان 1307 هجری شمسی در شهر اصفهان در محله «لومبان» (محله چهارسوق) متولد شدم. منطقه زندگی ما از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده ام یک خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود».(1)

پدرش یکی روحانیون اصفهان و امام جماعت مسجد «لومبان» بود که هفته ای یک روز جهت تبلیغ دین و رفع مشکلات مردم و اقامه نمازجماعت به روستا می رفت و تا سال 1341 در قید حیات بود. پدر بزرگ مادریش «حاج میرمحمد صادق مدرس خاتون آبادی» از مراجع و مجتهدین بنام زمان بود.

تحصیلات

تحصیلات وی اغلب در دو رشته در کنار هم و در عرض هم بود و این امر مانع پیشرفت عالی و اوج او در هر دو رشته نبود، به گونه ای که در مواردی موجب برانگیختن حس شگفتی اساتید می شد.

شهید درباره تحصیلاتش می گوید: «تحصیلاتم را در یک مکتب خانه در سن چهار سالگی آغاز کردم. خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را فرا گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یک نوجوان تیزهوش شناخته شدم در دبستان دولتی «ثروت» در کلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلات دبستانی را در همان جا به پایان رساندم. در آن سال در امتحان ششم ابتدائی شهر، نفر دوم شدم و از آنجا به دبیرستان «سعدی» رفتم».(2)

شهید بهشتی درباره چگونگی ورودش به حوزه علمیه می گوید: «اوایل سال دوم (دبیرستان) بود که حوادث شهریور 20 پیش آمد. با حوادث 20 شهریور علاقه و شوری در نوجوانها برای یادگیری معارف اسلامی به وجود آمده بود. دبیرستان سعدی هم نزدیک بازار و میدان امام کنونی قرار داشت. جایی که مدارس بزرگ طلاب (مدرسه صدر، جده) نیز همانجا است. این سبب شد که با بعضی از نوجوانها که درسهای اسلامی نیز می خواندند، آشنا شوم. علاوه بر این که در یک خانواده روحانی بودم و در خانواده خود ما هم طلاب فاضل جوانی بودند اینها بیشتر در من شوق به وجود می آورد که تحصیلات را نیمه کاره رها کنم و بروم طلبه شوم و به این ترتیب در سال 1321 تحصیلات دبیرستانی را رها و به مدرسه صدر اصفهان رفتم.»(3)

شهید بهشتی، دروس دینی را با فعالیت و پشتکار فوق العاده ای ادامه داد. با استفاده از استعدادهای درخشانی که خداوند در نهادش به ودیعت گذارده بود، توانست در فاصله کمتر از پنج سال به فراگیری دروس ده ساله طلبه های عادی بپردازد.

در طول مدتی که در اصفهان بود، ادبیات عرب را کاملاً فرا گرفت و به فقه و اصول و رسائل و مکاسب پرداخت و این در آن عصر، همانند امروز برای اساتیدش شگفت انگیز بود. طلاب همدوره ای او نمی توانستند با او همراه شوند و پا به پای وی به پیش روند. از این رو، اغلب دروس او به صورت فردی، با مطالعه قبلی و با پیشروی بی سابقه بود.

هوشیاری او در صرفه جویی از وقت خویش، عامل دیگری برای پیشرفت وی بود؛ آن چنان که در سال 1325 با وجود سکونت در اصفهان و داشتن خانه پدری، چنان مناسب دید که در مدرسه صدر حجره ای کوچک انتخاب کند و شبانه روز در مدرسه سرگرم تحصیل و سازندگی خویش باشد.

شهید بهشتی تا سال 1325 در حوزه علمیه اصفهان مشغول تحصیل بود و در اواخر همان سال جهت ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم عزیمت کرد. حدود شش ماه در قم بقیه دروس سطح، مکاسب و کفایه را نزد آیت اللّه شیخ مرتضی حائری (ره) تکمیل کرد. وی درباره ادامه تحصیلات حوزوی می گوید: «اول 1326 درس خارج را شروع کردم. درس خارج فقه و اصول را نزد استاد عزیزمان آیت اللّه محقق داماد(ره) می رفتم و همچنین درس استاد و مربی بزرگوارم و رهبرمان امام خمینی و بعد درس آیت اللّه بروجردی(ره)، مقداری درس آیت اللّه سید محمدتقی خوانساری(ره) و مقدار خیلی کم هم درس آیت اللّه حجت کوه کمره ای.

از سال 1330 تا 1335 بیشتر به کار فلسفی پرداختم و به درس استاد علامه طباطبائی به درس اسفار و شفای ایشان می رفتم و شبهای پنج شنبه و جمعه با عده ای از برادران، استاد شهید مطهری (ره) و عده دیگری جلسه بحث گرم و پرشور و سازنده ای داشتیم؛ 5 سال طول کشید که ماحصل آن به صورت متن کتاب روش رئالیسم تنظیم و منتشر شد.»(4)

دکتر بهشتی در کنار دروس حوزه در سال 1327 به تحصیلات جدید نیز ادامه داد و بعد از اخذ دیپلم وارد دانشگاه معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) شد و موفق به اخذ لیسانس گردید و سپس در همان دانشگاه در سال 1338 موفق به اخذ دکترای فلسفه شد. ایشان پایان نامه دکترای خود را با نام (ماوراءالطبیعه در قرآن) ارائه کرد.

برخی از ابعاد وجودی شهید بهشتی

آن شهید بزرگوار دارای ابعاد مختلف و جاذبه های گوناگون بود؛ آن چنان که دوست و دشمن او را به ستودند. او حتی پیش از انقلاب در محافل سیاسی و علمی جهان شهرت داشت و مجموعه هایی که در سطح بین المللی منتشر می شد، بیوگرافی او را نیز نوشتند.

مردی بود عالم، اندیشمند، دارای وسعت نظر، آزاده، صاحب اخلاق و رسالت اخلاقی، متین و موقّر، سرسخت در برابر ناحق، و تسلیم و متواضع در برابر حق و عدل... حامی مستضعفان، بی قرار و ناآرام در مقابل بی عدالتی ها، شیفته دلاوران و شجاعان و در آرزوی تثبیت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی بود، و این حالت را تا لحظات آخر عمر پربرکتش حفظ نمود. در اینجا به گوشه هایی از ویژگیهای این شهید راه حق، اشاره می کنیم.

الف) اخلاق

او در اخلاق و به ویژه در آنچه که تحت عنوان زیربنای اخلاقی و ملکه اخلاق مطرح است، جزو سرآمدها بود. کمتر دیده شد که خشمگین شود و بدون محاسبه با دشمن خود درآویزد. بدگویی ها و تهمت ها را با زبان نرم پاسخ می گفت و سعی داشت مسائل را از راه بحث و استدلال حل کند.

او در یکی از مصاحبه هایش گفته بود: ما می توانیم داغ و کوبنده و قاطع حرف بزنیم، ولی فحش ندهیم، حرفهای زشت و تعابیر زشت در گفتارمان نداشته باشیم. و نیز می گفت: اسلام به ما آموخته که نسبت به دشمنان خود دروغ نگوییم، تهمت نزنیم، فحش ندهیم.

آن شهید بزرگوار از معدود افرادی بود که در برابر تندی افراد در هنگام گفتگو، با صبر و متانت رفتار می کرد. وی با متانت و بردباری، به سخن مخالف گوش فرا می داد و آن گاه با پاسخی منطقی، او را مجاب می کرد؛ به طوری که آن فرد در برابر چنین رفتاری شرمنده می شد. همسر شهید بهشتی درباره صبور بودن ایشان می گوید: «من در طول 29 سال زندگی مشترکمان آنچه در ایشان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. ایشان به قدری صبر و متانت و خونسرد بود که انسان خجالت می کشید. در سرتاسر زندگی این مردِ مبارز و باتقوا، لحظ